عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

439

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و ناى [ 1 ] لامان و مرنج [ 2 ] و سامدكوت ؟ [ 3 ] پس هر چه مال از جواهر و زر و سيم و جامه و فرش و اوانى بود همه بر اشتران بار كردند ، و لشكر بكشيد ، و روى سوى هندوستان نهاد با آن خزينه و حرم و بنه . و هم از راه كس فرستاد تا برادر او امير محمد را رحمة اللّه از قلعهء برغند [ 4 ] سوى لشكرگاه بيارند . چون به نزديكى رباط ماريگله [ 5 ] رسيد خزينه پيش او همى بردند ، چند تن از غلامان بىادب و لشكريان بيباك با خزينه رسيدند . يك جهان اشتر و استر ديدند ، همه جواهر و زر و سيم بار . دست بدان دراز كردند ، و مقدارى از آن برداشتند و لشكر بشوريد : و بيكبار آن همه خزينه را بردريدند ، و پاك ببردند . و چون بى ادبى كرده بودند دانستند ، كه اين از پيش نشود مگر اميرى ديگر باشد . اتفاق را امير محمد فراز رسيد ، پس قومى از مجرمان فراز آمدند ، و بر امير محمد

--> [ ( 1 - ) ] اصل : و پاى لامان و مريح ؟ ب : و پاى لامان و مريح ؟ اما ناى از قلاع معروف و استوار دورهء غزنويان و مجلس شاعر بزرگ مسعود سعد سلمان بود كه اكنون هم بنام نى قلعه در اجرستان شمال غربى غزنه موجود است كه از قره باغ 18 ميل فاصله دارد . و درين قلعهء ناى لامان زابلستان بود ، كه يعقوب ليث پسر رتبيل را در حصار گرفته بود ( تاريخ سيستان 216 ) مسعود سعد گويد : هفت سالم بكوفت سوودهك * پس از آنم سه سال قلعهء ناى ( دربارهء سو كوه و دهك شمارهء 251 حوت 1342 ش و براى شرح ناى شمارهء دوم سال دهم مجلهء آريانا خوانده شود . كه اين نام‌ها و خرابه‌هاى قلاع تاكنون هم موجود است . [ ( 2 - ) ] مرنج هم از قلاع محكم دورهء غزنويانست ، كه مسعود سعد در آن سه سال زندانى بود و گويد : در مرنج كنون سه سال بود * كه ببندم درين چو دوزخ جاى - موقعيت مرنج تا كنون معلوم نيست ، ولى هم در شرق متصل كابل تپهء مرنجان و هم در شمال قندهار قريهء مرنجان موجود است . [ ( 3 - ) ] اصل سامدكوت بدون نقاط ؟ ب : بنامد كوت ؟ اصل اين نام هم معلوم نشد . [ ( 4 - ) ] هر دو : برعند ؟ كه غالبا صحيح آن برغند مخفف بره‌غندى خواهد بود يعنى تپهء بلند يا قلعهء مدور . در طبقات ناصرى هم برغندست كه شاهزادگان مسعودى در آن محبوس بودند ( 1 ر 236 ) و نيز رك : تعليق 22 ص 327 جلد دوم طبقات ناصرى طبع حبيبى در كابل . [ ( 5 - ) ] ماريگله : به فتحهء گاف كوتل كوچكيست در 35 ميلى ماوراى شرقى درياى سند بين تكسيلا و راولپندى ، كه نقطهء نهايى گندها را و كشور پستون شمرده مىشود و تا كنون به همين نام معروفست ( پتهانها 49 متن انگليسى ) .